پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۴

در باغ چو گل به رخ جانان نظر افکند

فریاد که روز سیهم در به در افکند

بزدود ز لوح دل ما نقش دویی را

بیرنگی او آمد و رنگ دگر افکند

آن سرّ مگو را که به عشقش شده تفسیر

در مجلس اغیار سرشکم به در افکند

جویا ره عشق است که در گام نخستین

ناخن ز سر پنجهٔ شیران نر افکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۶خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
  2. شمارهٔ ۵۴۷رازها را لب خاموش نگهبان باشد
  3. شمارهٔ ۵۴۸خاکساری جوشن شمشیر آفت می شود
  4. شمارهٔ ۵۴۹پیش رخت مراست دل داغ داغ بند
  5. شمارهٔ ۵۵۰سرو نازم چون بی گلگشت در رفتار شد
  6. شمارهٔ ۵۵۱ز فیض نور معنی شام اهل دل سحر باشد
  7. شمارهٔ ۵۵۲چو بیداد محبت بیش شد حاجت روا گردد
  8. شمارهٔ ۵۵۳آنچه از بوسی بر آن لب‌های شیرین می‌رود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.