پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۸

خاکساری جوشن شمشیر آفت می شود

کوتهی دیوار را حصن سلامت می شود

رفتگان را طور رفتارش برانگیزد زخاک

قامتش چون در خرام آید قیامت می شود

هر مجازی را به درگاه حقیقت مسلکی است

چون هوس برخویشتن بالد محبت می شود

رحم در دلها کن ای ساقی که از جام دگر

عارض او برق خرمن سوز طاقت می شود

هر کرا باشد قسیم نار و جنت مقتدا

راضی از دنیا و مافیها به قسمت می شود

طور رفتارش ز بس از جا درآرد سایه را

همچو سروی در پی آن قد و قامت می شود

با دل بیدار عاشق می کند ترک جفا

ترک من در هوشیاری بی مروت می شود

در تصور با تو همراهند اغیار دغا

از خیالت در حریم دیده کثرت می شود

روز تا شب گریه کن جویا که از شرم گناه

آب چون گردید دل، اشک ندامت می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۰سرو نازم چون بی گلگشت در رفتار شد
  2. شمارهٔ ۵۵۱ز فیض نور معنی شام اهل دل سحر باشد
  3. شمارهٔ ۵۵۲چو بیداد محبت بیش شد حاجت روا گردد
  4. شمارهٔ ۵۵۳آنچه از بوسی بر آن لب‌های شیرین می‌رود
  5. شمارهٔ ۵۵۴نونهال من ز طفلی آشنا بیگانه بود
  6. شمارهٔ ۵۵۵با بار آن گل رو دل بی حجاب باشد
  7. شمارهٔ ۵۵۶نه تنها غنچه را کیفیت چشمش سبو بخشد
  8. شمارهٔ ۵۵۷شب که یاد چشم مستش از غمم افزوده بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.