پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۵

با بار آن گل رو دل بی حجاب باشد

زان روی با سرشکم بوی گلاب باشد

گر شاهی از فقیری است دارد نمود بی بود

پست و بلند دنیا موج سراب باشد

در آینه ز شوق رخسار با صفایش

جوهر چو موج دریا در اضطراب باشد

هر قطرهٔ سرشکم گشته محیط آهی

چشمم شب فراقت چشم حباب باشد

پوشیده کی بماند کلفت زصاف باطن

چینهای موج جویا بر روی آب باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۷شب که یاد چشم مستش از غمم افزوده بود
  2. شمارهٔ ۵۵۸دولت کسی ز پهلوی حسنت هوس کند
  3. شمارهٔ ۵۵۹چون نگاهی سوی من زان چشم مخمور افکند
  4. شمارهٔ ۵۶۰هر که از شمشیر نازت نیم بسمل ماند ماند
  5. شمارهٔ ۵۶۱شب که دل اندیشهٔ آن نشتر مژگان کند
  6. شمارهٔ ۵۶۲هر سحر کز روزن آن رشک پری سر می کشد
  7. شمارهٔ ۵۶۳از سینه دل جدا به تپیدن نمی شود
  8. شمارهٔ ۵۶۴مفت رندی است که کام از لب ساغر گیرد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.