پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۵۰

سرو نازم چون بی گلگشت در رفتار شد

چار دیوار چمن از موج گل سرشار شد

آه از غفلت که عمرم در سیه کاری گذشت

این ره از لغزیدن پا قطع چون پرگار شد

چون شرر در سنگ ابنای زمان در غفلتند

مفت هشیاری کز این خواب گران بیدار شد

بیم در آب و هوای سر زمین عشق نیست

پنجهٔ شیران در این وادی گل بی خار شد

از نسیم کوی او کآید سحر در اهتزاز

کلبه ام را غنچهٔ گل مهرهٔ دیوار شد

همچو سوهانی که ساید سختی انگاره اش

هر بلند و پست از جان سختیم هموار شد

موج گل در کوچه باغ از هر سو دیوار ریخت

در حنا امروز از گل پای هر دیوار شد

آشنای هیچکس بیگانهٔ معنی مباد

عکس طوطی در دل آیینه ام زنگار شد

هر که زر دارد ز خوبانست جویا پیش خلق

‏«مالک دینار» اینجا مالک دینار شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۵۲چو بیداد محبت بیش شد حاجت روا گردد
  2. شمارهٔ ۵۵۳آنچه از بوسی بر آن لب‌های شیرین می‌رود
  3. شمارهٔ ۵۵۴نونهال من ز طفلی آشنا بیگانه بود
  4. شمارهٔ ۵۵۵با بار آن گل رو دل بی حجاب باشد
  5. شمارهٔ ۵۵۶نه تنها غنچه را کیفیت چشمش سبو بخشد
  6. شمارهٔ ۵۵۷شب که یاد چشم مستش از غمم افزوده بود
  7. شمارهٔ ۵۵۸دولت کسی ز پهلوی حسنت هوس کند
  8. شمارهٔ ۵۵۹چون نگاهی سوی من زان چشم مخمور افکند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.