پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۶

خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید

صاف نشاط از آن لب خندان فرو چکید

آبی که خورده بود دل از دیدن تو دوش

امروز اشک گشت و ز مژگان فرو چکید

در گلشنی که سرو تو رنگ خرام ریخت

خوناب ناله از لب مژگان فروچکید

می خوردی و زلال طراوت زعارضت

چون اشک اهل درد به دامان فروچکید

بر تن گریست بی تو ز بس مو بمو مرا

چون شمع اشک من زگریبان فروچکید

نام خداچو صاف صبوحی به لب نهاد

طوفان رنگ زان رخ رخشان فرو چکید

از آه دردناک من امروز چرخ را

خون شفق زگوشهٔ دامان فروچکید

جویا به کام تلخی هجران چشیده ام

آب نبات زان لب خندان فروچکید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۸خاکساری جوشن شمشیر آفت می شود
  2. شمارهٔ ۵۴۹پیش رخت مراست دل داغ داغ بند
  3. شمارهٔ ۵۵۰سرو نازم چون بی گلگشت در رفتار شد
  4. شمارهٔ ۵۵۱ز فیض نور معنی شام اهل دل سحر باشد
  5. شمارهٔ ۵۵۲چو بیداد محبت بیش شد حاجت روا گردد
  6. شمارهٔ ۵۵۳آنچه از بوسی بر آن لب‌های شیرین می‌رود
  7. شمارهٔ ۵۵۴نونهال من ز طفلی آشنا بیگانه بود
  8. شمارهٔ ۵۵۵با بار آن گل رو دل بی حجاب باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.