پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۴۱

اگر شه ور گدا کز مرگ دایم بر حذر باشد

بلند و پست دنیا رمزی از زیر و زبر باشد

مرا در شیشهٔ دل بادهٔ راز است می لرزم

که اینجا آمد و رفت نفس موج خطر باشد

مزن لاف محبت گر نداری همت شیران

به راه عشق دل بازی ز پهلوی جگر باشد

به راه نیستی زادی نباید صدق کیشان را

زبان حق سرا این قوم را برگ سفر باشد

اگر نادم نباشی ترک اظهار ندامت کن

ز گریه دامن اهل ریا پیوسته تر باشد

ز تیغ ابروی او بیش از شمشیر می ترسم

کزین سر را ود آفت بوزو دل را خطر باشد

کمالی نیست پیش اهل دل کس را نرنجاندن

بلی در کیش ما از کس ترنجیدن هنر باشد

خبر ار زخود ندارد او که در بزم قدح نوشی

تعجب چیست گر از حال جویا بی خبر باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۳شبی که مستی باد تو در سرم باشد
  2. شمارهٔ ۵۴۴در باغ چو گل به رخ جانان نظر افکند
  3. شمارهٔ ۵۴۵کباب خود دلم را شعلهٔ آواز او دارد
  4. شمارهٔ ۵۴۶خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
  5. شمارهٔ ۵۴۷رازها را لب خاموش نگهبان باشد
  6. شمارهٔ ۵۴۸خاکساری جوشن شمشیر آفت می شود
  7. شمارهٔ ۵۴۹پیش رخت مراست دل داغ داغ بند
  8. شمارهٔ ۵۵۰سرو نازم چون بی گلگشت در رفتار شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.