پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۹

به دام عشق هر آن دل که مبتلا گردد

نواله ایست که در کام اژدها گردد

بسان گرد یتیمی به جبههٔ گوهر

کدورت ار گذرد در دلم صفا گردد

به کوی عشق چو پروانه بر حوالی شمع

بسی هما که به گرد سر گدا گردد

کسی که در غم اهل و عیال سرگشته است

برای روزی مردم چو آسیا گردد

ز بس قوی شده بی او ضعیف نالی من

عجب که شور فغانم ز کوه واگردد

شعار خود کنی ار ترک مدعا جویا

امید هست که کارت به مدعا گردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۴۱اگر شه ور گدا کز مرگ دایم بر حذر باشد
  2. شمارهٔ ۵۴۲به ره طرح چمن پیوسته رخسار تو می ریزد
  3. شمارهٔ ۵۴۳شبی که مستی باد تو در سرم باشد
  4. شمارهٔ ۵۴۴در باغ چو گل به رخ جانان نظر افکند
  5. شمارهٔ ۵۴۵کباب خود دلم را شعلهٔ آواز او دارد
  6. شمارهٔ ۵۴۶خون دلم چو از سر مژگان فرو چکید
  7. شمارهٔ ۵۴۷رازها را لب خاموش نگهبان باشد
  8. شمارهٔ ۵۴۸خاکساری جوشن شمشیر آفت می شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.