پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۱

پا ز سر در ره شوقش چو شرر باید کرد

خردهٔ جان به کف از خویش سفر باید کرد

این شکرخند کز ابنای زمان می بینی

لب خمیازهٔ شیر است حذر باید کرد

تا دل اهل بصیرت خورد از دیدنت آب

فکر گردآوری خود چو گهر باید کرد

هیچ دانی زچه مقراض دو پلکت دادند

یعنی از غیر خدا قطع نظر باید کرد

تا دلت مطلع انوار حقیقت گردد

سعی در پاکی طینت چو سحر باید کرد

پای توفیق بهرآه آر و دل از دست مده

کار هر گه به افتاد جگر باید کرد

ذکر و فکر سخنم دل نگشاید جویا

بعد از این ذکر دگر فکر دگر باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۳ترک دنیا باعث نیکویی حال تو شد
  2. شمارهٔ ۵۳۴زلف مشکین تو سرمایهٔ سودا باشد
  3. شمارهٔ ۵۳۵به معشوقی سزاوار است حسنی گو ادا دارد
  4. شمارهٔ ۵۳۶آنانکه رو به خلوت آن دلربا کنند
  5. شمارهٔ ۵۳۷ماه من از بام قصر امروز چون سر برکشید
  6. شمارهٔ ۵۳۸گر صبا با نکهت زلفش سوی هامون شود
  7. شمارهٔ ۵۳۹به دام عشق هر آن دل که مبتلا گردد
  8. شمارهٔ ۵۴۰از رفتنت خوشی ز چمن دور می شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.