پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۳۴

زلف مشکین تو سرمایهٔ سودا باشد

شور مجنون ز همین سلسله برپا باشد

کی چو مجنون شود از دشت نوردی رسوا

هر کرا پردهٔ دل دامن صحرا باشد

عشق با نغمه همانا که ز یک سلسله است

هر قدر پرده نشین آمده رسوا باشد

عالم وصل شد سیر گهت همچو حباب

چشم بر هم چو زنی جوش تماشا باشد

بسکه ویرانهٔ مجنون تو وحشت خیز است

جغد در ساحت این غمکده عنقا باشد

عالم و هر چه در او، باد به غیر ارزانی!‏

یارب آن در گرانمایه ز جویا باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۳۶آنانکه رو به خلوت آن دلربا کنند
  2. شمارهٔ ۵۳۷ماه من از بام قصر امروز چون سر برکشید
  3. شمارهٔ ۵۳۸گر صبا با نکهت زلفش سوی هامون شود
  4. شمارهٔ ۵۳۹به دام عشق هر آن دل که مبتلا گردد
  5. شمارهٔ ۵۴۰از رفتنت خوشی ز چمن دور می شود
  6. شمارهٔ ۵۴۱اگر شه ور گدا کز مرگ دایم بر حذر باشد
  7. شمارهٔ ۵۴۲به ره طرح چمن پیوسته رخسار تو می ریزد
  8. شمارهٔ ۵۴۳شبی که مستی باد تو در سرم باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.