پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۸

با شوخی چنان به کنارم نشسته ماند

گویی به لوح حافظه مضمون جسته ماند

طومار شکوه های دل من به دست چرخ

نگشوده همچو غنچهٔ شاخ شکسته ماند

باز آکه در فراق تو هر موی بر تنم

بسیار بی قرارتر از نبض خسته ماند

مضمون بسته را نتواند کسی گشاد

مرغ دلم به زلف تو تا حشر بسته ماند

جویا گل نشاط که نبود دو روز بیش

شکر خدا که در کف ما دسته دسته ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۲۰تا نفس باشد ستون خیمهٔ تن چون حباب
  2. شمارهٔ ۵۲۱اهل عالم جب به سوز عشق دل افسرده اند
  3. شمارهٔ ۵۲۲پای بر آسودگان خواب راحت می زند
  4. شمارهٔ ۵۲۳دل آشفتهٔ من کی دماغ گلستان دارد
  5. شمارهٔ ۵۲۴آنکه چون جامی خورد آتش به بزمی در زند
  6. شمارهٔ ۵۲۵دلی که نیست حزین شادمان نمی باشد
  7. شمارهٔ ۵۲۶فلک تیغ ستم کی از من مهجور بردارد؟
  8. شمارهٔ ۵۲۷دلم هر گاه احرام طواف یار می بندد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.