پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۱

مانع سوز دل خستگی آزرم شود

کی علاج تب عشق از عرق شرم شود

دین و دل نذر گذارم تو مگر رام شوی

می کشم چله کمان تو مگر نرم شود

گردد از عکس رخش موم صفت آینه آب

هم چو خورشید مه من چو ز می گرم شود

می شود شرم ز بالای خرامت شوخی

شوخی از پهلوی تمکین تو آزرم شود

بید مجنون ز سرافکندگی آید بنظر

از قد و قامت او سرو چو در شرم شود

برد دلش نور نور یقین تافته جویا چون شمع

زآتش عشق کسی را که سرش گرم شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۳زمین ز بار غم ما همین نه در ماند
  2. شمارهٔ ۵۱۴شعلهٔ رخسار او تا شمع بزم باده بود
  3. شمارهٔ ۵۱۵خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد
  4. شمارهٔ ۵۱۶بهر دنیا بودنت غمگین زنادانی بود
  5. شمارهٔ ۵۱۷من که در سیر گلم بیخودی مل باشد
  6. شمارهٔ ۵۱۸با شوخی چنان به کنارم نشسته ماند
  7. شمارهٔ ۵۱۹بزم عیشم یک نفس بی جلوهٔ خوبان مباد
  8. شمارهٔ ۵۲۰تا نفس باشد ستون خیمهٔ تن چون حباب
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.