پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۱۰

نسبتی باشد بتان هند را با پان هند

حاصلی نبود بجز خون خوردن از سبزان هند

می کنند از بس زموی سر خودآرایی بجاست

گر به درد آید سر معشوقی مردان هند

در سواد هند دست از لذت دنیا بشوی

جز جگر خواری نباشد نعمتی بر خوان هند

از فریب وعدهٔ هندی نژادان غافلی

ضعف در پیمان این قوم است چون پیمان هند

کشت امیدش در این کشور نیابد خرمی

تا نریزد آبرو از مرد چون باران هند

هر کرا باشد گزافش بیش، بهتر می خرند

هست آری خودفروشی باب در دکان هند

کی غریب کشور هندیم ما جویا که هست

مجلس نواب ابراهیم خان ایران هند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۱۲زاضطراب چو موج سراب آب نخورد
  2. شمارهٔ ۵۱۳زمین ز بار غم ما همین نه در ماند
  3. شمارهٔ ۵۱۴شعلهٔ رخسار او تا شمع بزم باده بود
  4. شمارهٔ ۵۱۵خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد
  5. شمارهٔ ۵۱۶بهر دنیا بودنت غمگین زنادانی بود
  6. شمارهٔ ۵۱۷من که در سیر گلم بیخودی مل باشد
  7. شمارهٔ ۵۱۸با شوخی چنان به کنارم نشسته ماند
  8. شمارهٔ ۵۱۹بزم عیشم یک نفس بی جلوهٔ خوبان مباد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.