پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۲

چو مست باده رخ از روزنی برون آرد

چه روی نام خدا گلشنی برون آرد

زگرد بالش خورشید تکیه گه سازی

چو شبنمت ز خود از دیدنی برون آرد

چه عقده ها که تواند گشود تدبیری

هزار خار ز پا سوزنی برون آرد

عزیز مصر نکویی بود به سینه دلت

اگر ز چنگ هوس دامنی برون آرد

چو تار سوزن از ایام هر که مالش یافت

امید هست سر از روزنی برون آرد

ز دل کسی که رسن پیچ طول آمال است

به هر نفس زدن اهریمنی برون آرد

غم دلی که ره عشق را گرفت مخور

که رفته رفته سر از مأمنی برون آرد

بسا محال کزو یافت صورت امکان

بیار می که غم از چون منی برون آرد

به طور آن غزل صائب است این جویا

مگر چراغ ز خود روغنی برون آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۴میان او که در اندیشه در نمی آید
  2. شمارهٔ ۵۰۵چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
  3. شمارهٔ ۵۰۶عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
  4. شمارهٔ ۵۰۷بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند
  5. شمارهٔ ۵۰۸زبزم غیر در ظاهر چه شد گر یار برگردد
  6. شمارهٔ ۵۰۹آه از لب چون شکر خوبان سمرقند
  7. شمارهٔ ۵۱۰نسبتی باشد بتان هند را با پان هند
  8. شمارهٔ ۵۱۱مانع سوز دل خستگی آزرم شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.