پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۶

عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد

از فیض رنگ زرد مرا زر خرید کرد

هر کس گرفت روزه در این نشئه از حرام

چون از زمانه رخت سفر بست عید کرد

سرگرمی کسی که ز جام ریاضت است

در ساغر از گداز تن خود نبید کرد

در خون اشک بسکه تپد لاله دشت را

هر جلوهٔ تو محشر چندین شهید کرد

خوش انکه جا به خلوت خورشید طلعتی

همچون سحر ز یاری بخت سفید کرد

سرمستی شراب طهورش نصیب باد

هر کس کشید ساغر و لعن یزید کرد

جویا فغان زهجر که خنجر به صحن باغ

فرش رهم ز سایهٔ هر برگ بید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۸زبزم غیر در ظاهر چه شد گر یار برگردد
  2. شمارهٔ ۵۰۹آه از لب چون شکر خوبان سمرقند
  3. شمارهٔ ۵۱۰نسبتی باشد بتان هند را با پان هند
  4. شمارهٔ ۵۱۱مانع سوز دل خستگی آزرم شود
  5. شمارهٔ ۵۱۲زاضطراب چو موج سراب آب نخورد
  6. شمارهٔ ۵۱۳زمین ز بار غم ما همین نه در ماند
  7. شمارهٔ ۵۱۴شعلهٔ رخسار او تا شمع بزم باده بود
  8. شمارهٔ ۵۱۵خصم چون گردید عاجز بردباری پیشه کرد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.