پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۵۰۴

میان او که در اندیشه در نمی آید

عجب نباشد اگر در نظر نمی آید

چه اضطراب که خورشید را به تن نفکند

کسی به شوخی حسن تو برنمی آید

تو هر قدر که شوی شوخ و شنگ معذوری

که پاس خویش ز غلطان گهر نمی آید

به یک نگاه کند با دل آنچه هر مژه اش

هزار سال زصد نیشتر نمی آید

ببین نزاکت موی میان او جویا

که همچو تار نگه در نظر نمی آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۵۰۶عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
  2. شمارهٔ ۵۰۷بیدلی کو واله دیدار آن طناز ماند
  3. شمارهٔ ۵۰۸زبزم غیر در ظاهر چه شد گر یار برگردد
  4. شمارهٔ ۵۰۹آه از لب چون شکر خوبان سمرقند
  5. شمارهٔ ۵۱۰نسبتی باشد بتان هند را با پان هند
  6. شمارهٔ ۵۱۱مانع سوز دل خستگی آزرم شود
  7. شمارهٔ ۵۱۲زاضطراب چو موج سراب آب نخورد
  8. شمارهٔ ۵۱۳زمین ز بار غم ما همین نه در ماند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.