پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۷

زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد

زدرد ناله ام افغان دل هر سنگ بردارد

ته سنگ گرفتاری نماند از نگین دستش

تواند هر که دل از فکر نام و ننگ بردارد

ز دل گرد کدورت برد اشارتهای ابرویش

مگر این صیقل از آیینهٔ ما زنگ بردارد

به رنگ پرتوی کز شمع محفل هر طرف افتد

هوا از پهلوی رخسارهٔ او رنگ بردارد

سر و کار دل دیوانه ام افتاد با طفلی

که هر جا ناله بر می دارد این سنگ بردارد

نه تنها جذب حسنش می برد از سینه دل جویا

صفا ز آیینه، از می نشئه وز گل بردارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۹عیب نخوت در لباس فقر عریان تر شود
  2. شمارهٔ ۵۰۰پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود
  3. شمارهٔ ۵۰۱دل مرا در پیری از قهر الهی می‌تپد
  4. شمارهٔ ۵۰۲چو مست باده رخ از روزنی برون آرد
  5. شمارهٔ ۵۰۳دل به زخم خنجر احسان کس بسمل نشد
  6. شمارهٔ ۵۰۴میان او که در اندیشه در نمی آید
  7. شمارهٔ ۵۰۵چو زلفت بیدلان را در پی تسخیر می گردد
  8. شمارهٔ ۵۰۶عشقم غلام خویش ز بخت سعید کرد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.