پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۲

چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید

نفس از سینه ام بر لب دم شمشیر می آید

سبکروحان کنند از بادهٔ کوچکدلی مستی

به بزمم از لب پیمانه بوی شیر می آید

به که گسترده زلف او بساط دلفریبی را

که از دلها صدای شیون زنجیر می آید

زفیض بیخودی منظور اهل دید خواهی شد

به گوشم این نوا از عالم تصویر می آید

به روی بوریای فقر با آلایش دنیا

منه پای هوس زین بیشه بوی شیر می آید

چرا منت کش اندیشهٔ بیجا کنی دل را

که از تدبیر آید آنچه از تقدیر می آید

دلم بشکفت زیربار کهسار غم از یادش

از این گلزار بوی گلشن کشمیر می آید

مزاج کودکان در پیری ام چون صبحدم باشد

هنوزم از دهان خشک بوی شیر می آید

چسان بی او به گلگشت چمن راضی شوم جویا

که بر رویم نسیم گل دم شمشیر می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۴حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
  2. شمارهٔ ۴۹۵ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد
  3. شمارهٔ ۴۹۶جان آزاد گرفتار تن زار بماند
  4. شمارهٔ ۴۹۷زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد
  5. شمارهٔ ۴۹۸سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزد
  6. شمارهٔ ۴۹۹عیب نخوت در لباس فقر عریان تر شود
  7. شمارهٔ ۵۰۰پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود
  8. شمارهٔ ۵۰۱دل مرا در پیری از قهر الهی می‌تپد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.