پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۵

ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد

به آیینی که گویی باده در پیمانه می ریزد

فشارد بر دلم دندان ز هر دندانه از غیرت

چو طرح اختلاط آن زلف کج با شانه می ریزد

به سعی خود گشودن کی توان قفل در روزی

کلید اینجا بسان ماه نو دندانه می ریزد

گدازد آتش رشکش چنان امروز گلشن را

که رنگ از ساغر گل چون می از پیمانه می ریزد

وطن در گرمسیر عشق رندی را سزد جویا

که از خاکستر پروانه رنگ خانه می ریزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۷زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد
  2. شمارهٔ ۴۹۸سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزد
  3. شمارهٔ ۴۹۹عیب نخوت در لباس فقر عریان تر شود
  4. شمارهٔ ۵۰۰پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود
  5. شمارهٔ ۵۰۱دل مرا در پیری از قهر الهی می‌تپد
  6. شمارهٔ ۵۰۲چو مست باده رخ از روزنی برون آرد
  7. شمارهٔ ۵۰۳دل به زخم خنجر احسان کس بسمل نشد
  8. شمارهٔ ۵۰۴میان او که در اندیشه در نمی آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.