پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۴

حسن صوتی آتش افروز دل من می شود

این چراغ از شعلهٔ آواز روشن می شود

می توان در رفتن از خود بیشتر برداشت فیض

مرغ را زان دست در پرواز دامن می شود

با حریف تندخو دایم خموشی پیشه ام

آنچه از تمکین او کم گردد از من می شود

سختی و نرمی بهم در کار باشد زانکه تیغ

می برد چون اتفاق آب و آهن می شود

بسکه از بیداد او جویا دلم در هم شکست

طوطی این آیینه را گر بیند الکن می شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۶جان آزاد گرفتار تن زار بماند
  2. شمارهٔ ۴۹۷زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد
  3. شمارهٔ ۴۹۸سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزد
  4. شمارهٔ ۴۹۹عیب نخوت در لباس فقر عریان تر شود
  5. شمارهٔ ۵۰۰پیش از آن دم که قضا در پی ایجادم بود
  6. شمارهٔ ۵۰۱دل مرا در پیری از قهر الهی می‌تپد
  7. شمارهٔ ۵۰۲چو مست باده رخ از روزنی برون آرد
  8. شمارهٔ ۵۰۳دل به زخم خنجر احسان کس بسمل نشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.