پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۹

آنانکه میل وصل تو خود کام می کنند

آخر ز بوسه صلح به پیغام می کنند

یک قطره خون از مژهٔ غم چکیده ایست

آنرا که عاشقان تو دل نام می کنند

مستان به رنگ شیشهٔ ساعت ز رفتنت

گرد کدورت از دل هم وام می کنند

یابند لذت شکر از سرکهٔ جبین

آنانکه خو به تلخی دشنام می کنند

قفلی ز سعی بر در روزی نهاده اند

آن غافلان که در طلب ابرام می کنند

اغیارگر شوند همه لب هلال وار

دل خوش ز بوسهٔ لب آن بام می کنند

آزادگان که دست ز صهبا کشیده اند

مستی ز تلخی غم ایام می کنند

جمعی که چون عقیق یمن پاک گوهراند

خون می خورند و آرزوی نام می کنند

جویا نیافتند ز وسعتگه قفس

ذوقی که عاشقان بخم دام می کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۱آه تا برخاست از دل اشک غلتان می‌شود
  2. شمارهٔ ۴۹۲چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید
  3. شمارهٔ ۴۹۳ز بس تمکین تکلم بر لبش اسرار را ماند
  4. شمارهٔ ۴۹۴حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
  5. شمارهٔ ۴۹۵ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد
  6. شمارهٔ ۴۹۶جان آزاد گرفتار تن زار بماند
  7. شمارهٔ ۴۹۷زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد
  8. شمارهٔ ۴۹۸سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.