پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۹۰

ترک همره رهنمای کوی ماه من بود

چشم پوشیدن ز مردم شمع راه من بود

من که چشم عیب بینی را نمی پوشم زخلق

سر زند از هر که تقصیری گناه من بود

چون شمیم غنچه از خوناب دل جوشیده ام

سرو رنگین جلوه ای گر هست آه من بود

گر به ظاهر زان گل رو چشم می پوشم ولی

هر بن مژگان کمینگاه نگاه من بود

من چرا لرزم به خویش از آفتاب روز حشر

سایهٔ آل عبا جویا پناه من بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۹۲چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید
  2. شمارهٔ ۴۹۳ز بس تمکین تکلم بر لبش اسرار را ماند
  3. شمارهٔ ۴۹۴حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
  4. شمارهٔ ۴۹۵ز تیغ ناز خون خلق بیرحمانه می ریزد
  5. شمارهٔ ۴۹۶جان آزاد گرفتار تن زار بماند
  6. شمارهٔ ۴۹۷زفریادم نه بیجا کوهسار آهنگ بردارد
  7. شمارهٔ ۴۹۸سهی سروی که رفتارش ز دل خوناب می ریزد
  8. شمارهٔ ۴۹۹عیب نخوت در لباس فقر عریان تر شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.