پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۵

تو آفت دل و جان نزار خواهی شد

تو برق خرمن صبر و قرار خواهی شد

چنین که جوش ترقی است آب و رنگ ترا

گل سرسبد روزگار خواهی شد

شوی دمی که چو ماه تمام خرمن فیض

زیمن دیدهٔ شب زنده دار خواهی شد

چنین که لطف تنت دمبدم فزون گردد

لطیف تر ز شمیم بهار خواهی شد

دلا مدار ز دامان اشک دست امید

که زیب و زینت جیب و کنار خواهی شد

چو مه در آب، مبین خویش را در آیینه!‏

ازین قرار تو هم بیقرار خواهی شد

ز صاف طینتی امیدوار شو جویا

که همچو آینه منظور یار خواهی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۷سراپا را چو در رخت زمردفام می‌پیچد
  2. شمارهٔ ۴۸۸امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد
  3. شمارهٔ ۴۸۹آنانکه میل وصل تو خود کام می کنند
  4. شمارهٔ ۴۹۰ترک همره رهنمای کوی ماه من بود
  5. شمارهٔ ۴۹۱آه تا برخاست از دل اشک غلتان می‌شود
  6. شمارهٔ ۴۹۲چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید
  7. شمارهٔ ۴۹۳ز بس تمکین تکلم بر لبش اسرار را ماند
  8. شمارهٔ ۴۹۴حسن صوتی آتش افروز دل من می شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.