پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۴

بی تو اخگر در درونم از جگر پرکاله بود

دل مرا در تشت آتش همچو داغ لاله بود

دوش بر دوش اثر تا خلوت دلها شدم

شب که پروازم سپندآسا به بال ناله بود

تا به گرد خویش می گشتم به جست و جوی یار

از خود آغوشم تهی چون شعلهٔ جواله بود

شب چو شمع بزم تا در حلقهٔ مستان شدی

دور صهبا ماه رخسار ترا چون هاله بود

در شب هجران او از بسکه عیشم می گزد

بر لبم هر قطرهٔ می سوزش تبخاله بود

شب که جویا خاطرم افسرده بود از جور یار

تا به مژگان می رسید از دل سرشکم ژاله بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۶در این صحرا به گوشم شور محزونی نمی‌آید
  2. شمارهٔ ۴۸۷سراپا را چو در رخت زمردفام می‌پیچد
  3. شمارهٔ ۴۸۸امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد
  4. شمارهٔ ۴۸۹آنانکه میل وصل تو خود کام می کنند
  5. شمارهٔ ۴۹۰ترک همره رهنمای کوی ماه من بود
  6. شمارهٔ ۴۹۱آه تا برخاست از دل اشک غلتان می‌شود
  7. شمارهٔ ۴۹۲چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید
  8. شمارهٔ ۴۹۳ز بس تمکین تکلم بر لبش اسرار را ماند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.