پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۸۳

طول زلفت کم ز قامت نیست گر سنجی بگو

روز و شب میزان چو می‌آید برابر می‌شود

اعتمادی بر نفس نبود که چون برگشت بخت

هر چراغ زندگانی باد صرصر می‌شود

سیل اشک از سینه‌ات بر دامن مژگان مریز

هرقدر در خُم بماند باده بهتر می‌شود

اهل دل را می‌رسد در خورد استعداد فیض

چون ترقی کرد آب صاف گوهر می‌شود

کفر باشد؛ کفر؛ نومیدی، که تحصیل مراد

گر نشد این بار جویا بار دیگر می‌شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۸۵تو آفت دل و جان نزار خواهی شد
  2. شمارهٔ ۴۸۶در این صحرا به گوشم شور محزونی نمی‌آید
  3. شمارهٔ ۴۸۷سراپا را چو در رخت زمردفام می‌پیچد
  4. شمارهٔ ۴۸۸امشب زمی چو مجلس دلدار گرم شد
  5. شمارهٔ ۴۸۹آنانکه میل وصل تو خود کام می کنند
  6. شمارهٔ ۴۹۰ترک همره رهنمای کوی ماه من بود
  7. شمارهٔ ۴۹۱آه تا برخاست از دل اشک غلتان می‌شود
  8. شمارهٔ ۴۹۲چو یادم ابروی آن ماه عالمگیر می آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.