پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۹

شب که از بیداد او دل بیخودی آهنگ بود

بادهٔ لعلی به جامم از شکست رنگ بود

بود خون آلوده دل در بیضه همچون غنچه ام

شیشه ام گرم شکستن در نهاد سنگ بود

موج می بی او نمود چنگل شهباز داشت

دل طپیدن بال پرواز تذرو رنگ بود

بسکه ذوق بی خودی شبهای وصلش تا سحر

از نگاه او که سرجوش می بیرنگ بود

بود رد رفتن زخود فرسنگ ها یک گام شوق

چون به خود می آمدم یک گام صد فرسنگ بود

داشت رقص تازه ای هر قطرهٔ خون در تنم

دوش جویا نالهٔ دل بسکه سیر آهنگ بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۱به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
  2. شمارهٔ ۴۵۲گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
  3. شمارهٔ ۴۵۳غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
  4. شمارهٔ ۴۵۴به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
  5. شمارهٔ ۴۵۵چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید
  6. شمارهٔ ۴۵۶به صد محنت دهان ما ز روزی بهره‌ور گردد
  7. شمارهٔ ۴۵۷همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
  8. شمارهٔ ۴۵۸ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.