پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۸

ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد

چه طاوسی است رنگین جلوه کز گلزار برخیزد

ترا گر بر دل بیدرد ناخن می زند گاهی

مرا پهلو درد هر نغمه ای کز تار برخیزد

ز بیدادش دلم چون غنچه گر لبریز خون باشد

نوای شکوه حاشا کز لب اظهار برخیزد

به غیر از نوک مژگانم که لخت دل به بار آرد

کجا از دستهٔ خاری گل بی خار برخیزد

به صد رنگینی آه جگر پاش از دل خونین

نگه از دیده ام در حسرت دیدار برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۰گر نباشد بزم حیرانی نظر نتوان گشود
  2. شمارهٔ ۴۶۱سر به دورانت تهی از آرزو هرگز مباد
  3. شمارهٔ ۴۶۲بگذشت نوجوانی و جسم نزار ماند
  4. شمارهٔ ۴۶۳از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد
  5. شمارهٔ ۴۶۴سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزد
  6. شمارهٔ ۴۶۵چون بهار جلوهٔ شوخش چمن پرور شود
  7. شمارهٔ ۴۶۶گرفتم همچو افلاطون شوی عاقل چه خواهی شد
  8. شمارهٔ ۴۶۷دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی‌گیرد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.