پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۵

چون بهار جلوهٔ شوخش چمن پرور شود

غنچه آسا در قفس بلبل زبال و پر شود

زآتش رخسار او چون بیضهٔ قمری به باغ

غنچهٔ سیراب گل یک مشت خاکستر شود

هر که فربه گشته از احسان مانند خودی

زود باشد همچو ماه چارده لاغر شود

دولت آیینه ات کی دیگری را رو دهد

گر همه از طالع فیروز اسکندر شود

همچو گل کز پرتو مهرست جویا شعله رنگ

زآتش می شمع حسن او فروزان‌تر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۷دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی‌گیرد
  2. شمارهٔ ۴۶۸چنان فکر میان نازک او لاغرم دارد
  3. شمارهٔ ۴۶۹نقشبندان زآب و رنگ و گل چو تصویرش کنند
  4. شمارهٔ ۴۷۰گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید
  5. شمارهٔ ۴۷۱در هر شکنی آهم لختی زجگر دارد
  6. شمارهٔ ۴۷۲دل از عشق مجازی کی مرا مسرور می‌گردد
  7. شمارهٔ ۴۷۳هر کس ز تو چشم کام دارد
  8. شمارهٔ ۴۷۴چشم خودبینی که مست جام زیبایی بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.