پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۱

در هر شکنی آهم لختی زجگر دارد

زین نخل عجب دارم تا ریشه ثمر دارد

خوش خط شده زان حسنش کز سبزهٔ پشت لب

سرمشق خط یاقوت در مدنظر دارد

بر سر زندش فردا ز افسوس و پشیمانی

آنکس که ز ناز امروز دستی به کمر دارد

فریاد که ننماید جا در دل چون سنگش

هر چند که فریادم در سنگ اثر دارد

دل بستهٔ زنجیرش جان هم شده نخجیرش

از زلف تو می ترسم کاین مار دو سر دارد

در صیدگهش جویا شیران به کمند آیند

دل دادهٔ او باشد آن کس که جگر دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۳هر کس ز تو چشم کام دارد
  2. شمارهٔ ۴۷۴چشم خودبینی که مست جام زیبایی بود
  3. شمارهٔ ۴۷۵در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
  4. شمارهٔ ۴۷۶به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
  5. شمارهٔ ۴۷۷دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
  6. شمارهٔ ۴۷۸رفتی و دل در طپش چون طایر بی بال ماند
  7. شمارهٔ ۴۷۹شب که عریان به بر آن شوخ قدح نوشم بود
  8. شمارهٔ ۴۸۰آنانکه جام مهر تو بر سر کشیده اند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.