پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۶

به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند

عبیر نور این فانوس بر پیراهن افشاند

شراب آرزوها مست خواب غفلتم دارد

خوی خجلت مگر مشت گلابی بر من افشاند

گریبان چاک غلطد همچو گل هر غنچه از مستی

اگر ته جرعهٔ خود را به خاک گلشن افشاند

ضعیفم لیک هرگز ناز گردون بر نمی دارم

من آن مورم کز استغفا به خرمن دامن افشاند

نسیم از خاک بر می گیردم گر از هواداری

غبار کوی او یکبار بر فرق من افشاند

حقیقت جوی جویا تا شود کام دلت شیرین

ثمرها چیند آن دستی که نخل ایمن افشاند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۸رفتی و دل در طپش چون طایر بی بال ماند
  2. شمارهٔ ۴۷۹شب که عریان به بر آن شوخ قدح نوشم بود
  3. شمارهٔ ۴۸۰آنانکه جام مهر تو بر سر کشیده اند
  4. شمارهٔ ۴۸۱از باغ رفت و گل خون دایم به جام دارد
  5. شمارهٔ ۴۸۲اگر در گریه خودداری کنم چشمم خطر دارد
  6. شمارهٔ ۴۸۳طول زلفت کم ز قامت نیست گر سنجی بگو
  7. شمارهٔ ۴۸۴بی تو اخگر در درونم از جگر پرکاله بود
  8. شمارهٔ ۴۸۵تو آفت دل و جان نزار خواهی شد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.