پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۷

دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید

به بال شعلهٔ آواز در پرواز می آید

زکنج لب به رنگ نافه از آهو فرو ریزد

ز بس آه من از دل سر به مهر راز می آید

نشان ناجوانمردی بود فکر خودآرایی

کی از طاووس آید آنچه از شهباز می آید

‏ ز بس سر در گریبان خموشی غنچه سان ماندم

به گوشم از شکستن های دل آواز می آید

به پای صید مطلب رشتهٔ طول امل بستی

رها هر چند سازی در کف دل باز می آید

در و دیوارها را مستعد رقص می بینم

مگر جویا به بزمت امشب آن طنار می آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۹شب که عریان به بر آن شوخ قدح نوشم بود
  2. شمارهٔ ۴۸۰آنانکه جام مهر تو بر سر کشیده اند
  3. شمارهٔ ۴۸۱از باغ رفت و گل خون دایم به جام دارد
  4. شمارهٔ ۴۸۲اگر در گریه خودداری کنم چشمم خطر دارد
  5. شمارهٔ ۴۸۳طول زلفت کم ز قامت نیست گر سنجی بگو
  6. شمارهٔ ۴۸۴بی تو اخگر در درونم از جگر پرکاله بود
  7. شمارهٔ ۴۸۵تو آفت دل و جان نزار خواهی شد
  8. شمارهٔ ۴۸۶در این صحرا به گوشم شور محزونی نمی‌آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.