پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۴

چشم خودبینی که مست جام زیبایی بود

همچو نرگس بی نصیب از فیض بینایی بود

ای حکیم از جام یکرنگی به بزم ما بنوش

مجلس احباب ما را فیض تنهایی بود

می شود احرام بند کعبهٔ مقصود دل

کشتی می در محیط غم چو دریایی بود

حلقه چون گردد بقدر زور برگردد کمان

خم به پشت چرخ درخورد توانایی بود

هرگز از کوتاه پروازی به مقصد ره نبرد

آنکه چون طاووس در بند خودآرایی بود

گرد میدانش بود نور نگاه عاشقان

بسکه فرش راه او چشم توانایی بود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۶به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
  2. شمارهٔ ۴۷۷دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
  3. شمارهٔ ۴۷۸رفتی و دل در طپش چون طایر بی بال ماند
  4. شمارهٔ ۴۷۹شب که عریان به بر آن شوخ قدح نوشم بود
  5. شمارهٔ ۴۸۰آنانکه جام مهر تو بر سر کشیده اند
  6. شمارهٔ ۴۸۱از باغ رفت و گل خون دایم به جام دارد
  7. شمارهٔ ۴۸۲اگر در گریه خودداری کنم چشمم خطر دارد
  8. شمارهٔ ۴۸۳طول زلفت کم ز قامت نیست گر سنجی بگو
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.