پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۳

هر کس ز تو چشم کام دارد

بیچاره خیال خام دارد

دور از تو کسی که باده نوش است

افشردهٔ دل به جام دارد

امروز نگین آن لب لعل

در کشور حسن نام دارد

آخر روی تو خط برآورد

آری هر صبح شام دارد

در سینهٔ داغ داغ عشقت

در خاک هزار دام دارد

در بحر خفیف شعر رنگین

جویا مزهٔ تمام دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۵در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
  2. شمارهٔ ۴۷۶به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
  3. شمارهٔ ۴۷۷دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
  4. شمارهٔ ۴۷۸رفتی و دل در طپش چون طایر بی بال ماند
  5. شمارهٔ ۴۷۹شب که عریان به بر آن شوخ قدح نوشم بود
  6. شمارهٔ ۴۸۰آنانکه جام مهر تو بر سر کشیده اند
  7. شمارهٔ ۴۸۱از باغ رفت و گل خون دایم به جام دارد
  8. شمارهٔ ۴۸۲اگر در گریه خودداری کنم چشمم خطر دارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.