پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۷۰

گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید

باده گر یک قطره هم باشد که چشمی تر کنید

می پرستان می نهم لب بر لب مینا مباد

موسم گل بگذرد تا باده در ساغر کنید

گر همه یک قطره آن روست پالش لازم است

این نصیحت را در گوش خود از گوهر کنید

وصف آن گل پیرهن زاندیشه ها بیگانه است

گو خیال خویش را صد پرده نازک تر کنید

شوق را سازند رهبر در ره رفتن زخویش

در طریق نیستی چون شمع پا از سر کنید

صبح محشر سر برون آرید چون مهر از زمین

مشت خاکی از نادمت گر شبی بر سر کنید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۲دل از عشق مجازی کی مرا مسرور می‌گردد
  2. شمارهٔ ۴۷۳هر کس ز تو چشم کام دارد
  3. شمارهٔ ۴۷۴چشم خودبینی که مست جام زیبایی بود
  4. شمارهٔ ۴۷۵در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
  5. شمارهٔ ۴۷۶به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
  6. شمارهٔ ۴۷۷دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
  7. شمارهٔ ۴۷۸رفتی و دل در طپش چون طایر بی بال ماند
  8. شمارهٔ ۴۷۹شب که عریان به بر آن شوخ قدح نوشم بود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.