پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۴

سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزد

به دریا چون رسد سیلاب اشکم شور برخیزد

دل تنگم سلیمانی کند در دشت دلتنگی

که شور محشر از آواز پای مور برخیزد

شود چون آب تیغش ساقی پیمانهٔ زخمم

نوای نوش بادی از لب ناسور برخیزد

مرا نشتر به شریان و ترا ناخن زند بر دل

جگر خون کن نوایی کز لب طنبور برخیزد

خیال لعل او جویا نمکدان ریخت بر زخمم

ز دل در یاد آن کان ملاحت شور برخیزد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۶گرفتم همچو افلاطون شوی عاقل چه خواهی شد
  2. شمارهٔ ۴۶۷دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی‌گیرد
  3. شمارهٔ ۴۶۸چنان فکر میان نازک او لاغرم دارد
  4. شمارهٔ ۴۶۹نقشبندان زآب و رنگ و گل چو تصویرش کنند
  5. شمارهٔ ۴۷۰گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید
  6. شمارهٔ ۴۷۱در هر شکنی آهم لختی زجگر دارد
  7. شمارهٔ ۴۷۲دل از عشق مجازی کی مرا مسرور می‌گردد
  8. شمارهٔ ۴۷۳هر کس ز تو چشم کام دارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.