پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۸

چنان فکر میان نازک او لاغرم دارد

که چشم آینه مو از مثال پیکرم دارد

بود فکر محالم خواهش وصل بناگوشی

که در بحر طلب غواص آب گوهرم دارد

ز ننگ احتیاج از دولت درویشی آزادم

مرقع پوش چون طاووس از بال و پرم دارد

هماغوش خیال او بخواب بیخودی رفتم

شمیم نوبهار صدچمن گل بسترم دارد

زفیض بیخودی باشد دلم سیاح عالم ها

که هر دم رفتن از خود در جهان دیگرم دارد

نمی ترسم زعصیان با ولای ساقی کوثر

که از دریای رحمت مایه دامان ترم دارد

شدم یک قطرهٔ خون و چکیدم از سر مژگان

محبت طرفه دستی در فشار پیکرم دارد

بطور آن غزل جویا که گفت استاد من صائب

ادب لب تشنه در آغوش آب کوثرم دارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۷۰گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید
  2. شمارهٔ ۴۷۱در هر شکنی آهم لختی زجگر دارد
  3. شمارهٔ ۴۷۲دل از عشق مجازی کی مرا مسرور می‌گردد
  4. شمارهٔ ۴۷۳هر کس ز تو چشم کام دارد
  5. شمارهٔ ۴۷۴چشم خودبینی که مست جام زیبایی بود
  6. شمارهٔ ۴۷۵در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
  7. شمارهٔ ۴۷۶به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
  8. شمارهٔ ۴۷۷دلم در رقص مانند شرر از ساز می آید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.