پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۷

دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی‌گیرد

بلی آیینه زنگ از زشتی صورت نمی‌گیرد

توانایی صبرم کاش می‌بودی ازین داغم

که دست ناتوانی دامن طاقت نمی‌گیرد

زبان هر گیاهی از مآل هستیش گوید

دل ما غافلان زین خاکدان عبرت نمی‌گیرد

چو تنهایی نباشد اهل دل را مجلس‌آرایی

دل ارباب وحدت هرگز از خلوت نمی‌گیرد

ز فیض ناتوانی منصب وارستگی یابی

که دست زور هرگز دامن دولت نمی‌گیرد

ز آمیزش چنان رم کرده عنقای دلم جویا

که با وحشت هم این بیگانه‌خو الفت نمی‌گیرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۹نقشبندان زآب و رنگ و گل چو تصویرش کنند
  2. شمارهٔ ۴۷۰گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید
  3. شمارهٔ ۴۷۱در هر شکنی آهم لختی زجگر دارد
  4. شمارهٔ ۴۷۲دل از عشق مجازی کی مرا مسرور می‌گردد
  5. شمارهٔ ۴۷۳هر کس ز تو چشم کام دارد
  6. شمارهٔ ۴۷۴چشم خودبینی که مست جام زیبایی بود
  7. شمارهٔ ۴۷۵در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
  8. شمارهٔ ۴۷۶به گردون آفتاب چون گرد دامن افشاند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.