پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۶

گرفتم همچو افلاطون شوی عاقل چه خواهی شد

نگردیدی چو مجنون گر ز خود غافل چه خواهی شد

تو بیرون گرد بزم قدسی و گم کرده ای خود را

شوی گر محرم خلوت سرای دل چه خواهی شد

زخود پرواز اگر کردی تذرو گلشن قدسی

وگر ماندی به رنگ سبزه پا در گل چه خواهی شد

عنان نشئه ات را گر نگهداری قدح نوشی

تصور کن شدی از باده لایعقل چه خواهی شد

زخود یک ره سفر کن تا به بزم قدس ره یابی

وگر صد سال در دنیا کنی منزل چه خواهی شد

ترا غفلت چنین با خویش دارد آشنا جویا

نگشتی گر ز خود بیگانه‌ای غافل چه خواهی شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۸چنان فکر میان نازک او لاغرم دارد
  2. شمارهٔ ۴۶۹نقشبندان زآب و رنگ و گل چو تصویرش کنند
  3. شمارهٔ ۴۷۰گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید
  4. شمارهٔ ۴۷۱در هر شکنی آهم لختی زجگر دارد
  5. شمارهٔ ۴۷۲دل از عشق مجازی کی مرا مسرور می‌گردد
  6. شمارهٔ ۴۷۳هر کس ز تو چشم کام دارد
  7. شمارهٔ ۴۷۴چشم خودبینی که مست جام زیبایی بود
  8. شمارهٔ ۴۷۵در شب هجران که یادت طاقت از من می برد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.