پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۱

سر به دورانت تهی از آرزو هرگز مباد

خالی از صاف خیالت این کدو هرگز مباد

آب و رنگ آن گل رو سایه پرورد حیاست

آتش می پرده سوز شرم او هرگز مباد

داغ خواری لازم روی طلب باشد چو ماه

در جهان یارب کسی بی آبرو هرگز مباد

بر جراحت سونش الماس ریزد ناصحم

چاک دل منت کش زخم رفو هرگز مباد

حسن را با ناز جویا اختلاط رنگ و پوست

از گل رویش جد این رنگ و بو هرگز مباد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۳از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد
  2. شمارهٔ ۴۶۴سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزد
  3. شمارهٔ ۴۶۵چون بهار جلوهٔ شوخش چمن پرور شود
  4. شمارهٔ ۴۶۶گرفتم همچو افلاطون شوی عاقل چه خواهی شد
  5. شمارهٔ ۴۶۷دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی‌گیرد
  6. شمارهٔ ۴۶۸چنان فکر میان نازک او لاغرم دارد
  7. شمارهٔ ۴۶۹نقشبندان زآب و رنگ و گل چو تصویرش کنند
  8. شمارهٔ ۴۷۰گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.