پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۶۲

بگذشت نوجوانی و جسم نزار ماند

گردی درین ره از پی آن شهسوار ماند

رو داد وصل یار و همان دل فسرده ایم

این غنچه ناشگفته درین نوبهار ماند

افسوس از دلی که ز بیدردی آرمید

آسوده خاطری که زغم بیقرار ماند

هرگز نشد شکفته دل داغدار ما

این لاله غنچه در چمن روزگار ماند

جویا شباب رفت و به دل حسرتم گذشت

گل رخت بست ازین چمن و خارخار ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۶۴سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزد
  2. شمارهٔ ۴۶۵چون بهار جلوهٔ شوخش چمن پرور شود
  3. شمارهٔ ۴۶۶گرفتم همچو افلاطون شوی عاقل چه خواهی شد
  4. شمارهٔ ۴۶۷دل صاف من از وضع جهان کلفت نمی‌گیرد
  5. شمارهٔ ۴۶۸چنان فکر میان نازک او لاغرم دارد
  6. شمارهٔ ۴۶۹نقشبندان زآب و رنگ و گل چو تصویرش کنند
  7. شمارهٔ ۴۷۰گریهٔ مستی شگون دارد حریفان سر کنید
  8. شمارهٔ ۴۷۱در هر شکنی آهم لختی زجگر دارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.