پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۸

تپیدن‌ها در دل می‌زند دلدار می‌آید

ز خود رفتم سر راهی بگیرم یار می‌آید

خرامت باز آیین بدن گلشن گشته است امشب

که بوی یوسف از پیراهن گلزار می‌آید

به کام غیر چون می‌بینمت از دور می‌نالم

چو آن بلبل که با گل بر سر بازار می‌آید

توان با وسعت مشرب ملایم ساخت سرکش را

چو راه سیل بر صحرا فتد هموار می‌آید

ز جوش غم فرو بارید اشک از دیده‌ام جویا

چو سیلابی که بدمستانه از کهسار می‌آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۰جرأت می بین که مور ار بادهٔ بی غش زند
  2. شمارهٔ ۴۵۱به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
  3. شمارهٔ ۴۵۲گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
  4. شمارهٔ ۴۵۳غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
  5. شمارهٔ ۴۵۴به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
  6. شمارهٔ ۴۵۵چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید
  7. شمارهٔ ۴۵۶به صد محنت دهان ما ز روزی بهره‌ور گردد
  8. شمارهٔ ۴۵۷همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.