پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۱

به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند

قدح از موج صهبا بزم بر هم خورده را ماند

نهانم همچو بوی غنچه در آغوش دلتنگی

فضای شش جهت یک خاطر آزرده را ماند

نبیند زخم تیغ عشق هرگز روی بهبودی

که از هر بخیه دندان بر جگر افشرده را ماند

قدح از جوش موج باده در چشم سیه مستان

بعینه دیدهٔ مژگان بهم آورده را ماند

مرا کاری به زاهد نیست جویا مصرعی گفتم

سویدای دل افسرده خون مرده را ماند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۳غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
  2. شمارهٔ ۴۵۴به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
  3. شمارهٔ ۴۵۵چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید
  4. شمارهٔ ۴۵۶به صد محنت دهان ما ز روزی بهره‌ور گردد
  5. شمارهٔ ۴۵۷همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
  6. شمارهٔ ۴۵۸ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
  7. شمارهٔ ۴۵۹کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
  8. شمارهٔ ۴۶۰گر نباشد بزم حیرانی نظر نتوان گشود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.