پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۰

جرأت می بین که مور ار بادهٔ بی غش زند

خویش را چون خال رخسار تو بر آتش زند

صد دلار بیتاب در خوناب حسرت می‌تپد

ترک من دست خودآرایی چو بر ترکش زند

چشم بدمستش به قصد بیدلان در هر نگاه

دست از مژگان به تیغ ابروی دلکش زند

شوقی را چون اختیار باده پیمایی دهند

جام گردون را کند خالی اگر یک کش زند

میرود جویا کتان صبر بر باد فنا

بر میان چون دامن ناز آن بت مهوش زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۲گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
  2. شمارهٔ ۴۵۳غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
  3. شمارهٔ ۴۵۴به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
  4. شمارهٔ ۴۵۵چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید
  5. شمارهٔ ۴۵۶به صد محنت دهان ما ز روزی بهره‌ور گردد
  6. شمارهٔ ۴۵۷همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
  7. شمارهٔ ۴۵۸ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
  8. شمارهٔ ۴۵۹کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.