پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۶

به صد محنت دهان ما ز روزی بهره‌ور گردد

بلی این آسیا پیوسته از خون جگر گردد

روم فرسنگها از خود ز بس در بزم حیرانی

تکلم بر زبان شکوه آلودم جگر گردد

بود پاشیدن از خود در هوایت اوج پروازش

دلم را همچو گل گر لخت لختش بال و پر گردد

ز فیض ابر دست ساقی امشب چشم آن دارم

که بر سر شعله شمع بزم را گلبرگ تر گردد

ز شرح سوز دل گویی رگ برقی است می ترسم

که مکتوبم بلای جان مرغ نامه بر گردد

پی پاس فلک جویا به ضبط گریه مشغولم

مباد از سیل اشکم این کهن دیوار برگردد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۸ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
  2. شمارهٔ ۴۵۹کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
  3. شمارهٔ ۴۶۰گر نباشد بزم حیرانی نظر نتوان گشود
  4. شمارهٔ ۴۶۱سر به دورانت تهی از آرزو هرگز مباد
  5. شمارهٔ ۴۶۲بگذشت نوجوانی و جسم نزار ماند
  6. شمارهٔ ۴۶۳از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد
  7. شمارهٔ ۴۶۴سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزد
  8. شمارهٔ ۴۶۵چون بهار جلوهٔ شوخش چمن پرور شود
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.