پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید

از پلک و مژه دیده پر و بال گشاید

در فکر خموشی پر پرواز خیال است

اندیشه ام از بستن لب بال گشاید

از نقش قدم چون کمر جلوه ببندی

صد چشم به راه تو ز دنبال گشاید

آیینهٔ دل ساغر خون گشت زچشمی

کز شوخی مژگان رگ تمثال گشاید

جویا غزل فکرت عالی نسب است این

از دل گر هم عقدهٔ تبخال گشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
  2. شمارهٔ ۴۵۸ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
  3. شمارهٔ ۴۵۹کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
  4. شمارهٔ ۴۶۰گر نباشد بزم حیرانی نظر نتوان گشود
  5. شمارهٔ ۴۶۱سر به دورانت تهی از آرزو هرگز مباد
  6. شمارهٔ ۴۶۲بگذشت نوجوانی و جسم نزار ماند
  7. شمارهٔ ۴۶۳از بصیرت جوش اشکش بسکه فارغبال کرد
  8. شمارهٔ ۴۶۴سرشکم بسکه پردرد از دل مهجور برخیزد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.