پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۲

گل در چمن از رشک تو آرام ندارد

جز لخت دل خون شده در جام ندارد

با غنچهٔ گل شور شکرخند لبت نیست

مژگان ترا دیدهٔ بادام ندارد

لطف تو دهد لذت شیرینی جانم

اما نمک تلخی دشنام ندارد

بی او نخورم باده گرم جان به لب آید

ساقی بنشین این همه ابرام ندارد

در جوش بود دیگ هوس زآتش حرصت

کس همچو تو جویا طمع خام ندارد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۴به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
  2. شمارهٔ ۴۵۵چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید
  3. شمارهٔ ۴۵۶به صد محنت دهان ما ز روزی بهره‌ور گردد
  4. شمارهٔ ۴۵۷همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
  5. شمارهٔ ۴۵۸ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
  6. شمارهٔ ۴۵۹کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
  7. شمارهٔ ۴۶۰گر نباشد بزم حیرانی نظر نتوان گشود
  8. شمارهٔ ۴۶۱سر به دورانت تهی از آرزو هرگز مباد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.