پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۳

غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد

که سیل گریه ام را کوه و صحرا برنمی تابد

گل چاکش به رنگ غنچه در جیب و بغل ریزد

می زورین ما را ظرف مینا برنمی تابد

دل پراضطراب من زضبط اشک تنگ آمد

شکوه گوهرم را شور دریا برنمی تابد

زیاد آرزو مانند گل از یکدگر باشد

دل آزرده ام بار تمنا برنمی تابد

زلعلش نوش دارویی مگر گردد روان بخشم

مریض درد او ناز مسیحا برنمی تابد

نخواهم گر همه در دست جویا از فلک هرگز

دل وارسته ام ننگ تقاضا برنمی تابد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۵چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید
  2. شمارهٔ ۴۵۶به صد محنت دهان ما ز روزی بهره‌ور گردد
  3. شمارهٔ ۴۵۷همچو جوهر همه تن دیدهٔ حیران کردند
  4. شمارهٔ ۴۵۸ز لب آهی که با لخت دل خونبار برخیزد
  5. شمارهٔ ۴۵۹کردی چو کباب ستم عشوه گری چند
  6. شمارهٔ ۴۶۰گر نباشد بزم حیرانی نظر نتوان گشود
  7. شمارهٔ ۴۶۱سر به دورانت تهی از آرزو هرگز مباد
  8. شمارهٔ ۴۶۲بگذشت نوجوانی و جسم نزار ماند
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.