پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۶

دل ز جانانه می تواند شد

کعبه بتخانه می تواند شد

چون فلاطونی اختیار کند

دل که دیوانه می تواند شد

چاک چاکست بسکه دل ز غمت

زلف را شانه می‌تواند شد

گر تنم خشت خم نشد پس مرگ

خاک میخانه می‌تواند شد

دیده گر چون صدف سفید شود

اشک دردانه می‌تواند شد

بسکه بی او طپید مردمکم

دل پروانه می تواند شد

سرمهٔ چشم وحشتم جویا

گرد ویرانه می تواند شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۸تپیدن‌ها در دل می‌زند دلدار می‌آید
  2. شمارهٔ ۴۴۹شب که از بیداد او دل بیخودی آهنگ بود
  3. شمارهٔ ۴۵۰جرأت می بین که مور ار بادهٔ بی غش زند
  4. شمارهٔ ۴۵۱به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
  5. شمارهٔ ۴۵۲گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
  6. شمارهٔ ۴۵۳غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
  7. شمارهٔ ۴۵۴به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
  8. شمارهٔ ۴۵۵چون برقع مشکین ز رخ آل گشاید
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.