پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۵

دل از بس سوی رخسار تو باشد

نگاهم بوی رخسار تو باشد

چو داغ لاله خال عنبرینت

گل خودروی رخسار تو باشد

پری بلبل صفت گردد به گردش

چو با گل بوی رخسار تو باشد

از آنرو غنچه گردیده است لعلت

که در قابوی رخسار تو باشد

صفای برگ گل را اعتباری

به چشم از روی رخسار تو باشد

جفایی کز خطت بر دل رسیده

هم از پهلوی رخسار تو باشد

اگر در کعبه ور در دیر جویاست

نگاهش سوی رخسار تو باشد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۷فکر جمعیت مرا خاطر پریشان می کند
  2. شمارهٔ ۴۴۸تپیدن‌ها در دل می‌زند دلدار می‌آید
  3. شمارهٔ ۴۴۹شب که از بیداد او دل بیخودی آهنگ بود
  4. شمارهٔ ۴۵۰جرأت می بین که مور ار بادهٔ بی غش زند
  5. شمارهٔ ۴۵۱به چشمم بی رخت مینا دل افسرده را ماند
  6. شمارهٔ ۴۵۲گل در چمن از رشک تو آرام ندارد
  7. شمارهٔ ۴۵۳غمم را واله شیرین و لیلا برنمی تابد
  8. شمارهٔ ۴۵۴به ابرو الفتی پیوسته آن مژگان خم دارد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.