پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

هر موج خون به سینه مرا تیغ کین زند

آن تندخو ز ناز چو چین بر جبین زند

دور از تو ذرهٔ من دشمن همند

هر موج خون به شمع دلم آستین زند

ممنون نیم زگریه که شبهای هجر او

آبی بر آتش دل اندوهگین زند

چشم سفید من چو کف از سر بدر رود

اشکم چو جوش در جگر آتشین زند

جویا چرا به روی نکو زاهدان بداند

آدم بود که طعن رخ گندمین زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳آنچه با دل چشم آن ترک ستمگر می کند
  2. شمارهٔ ۴۳۴نازنینان را شکوه حسن با تمکین کند
  3. شمارهٔ ۴۳۵هر گه پی بیداد غمت چنگ برآورد
  4. شمارهٔ ۴۳۶باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شد
  5. شمارهٔ ۴۳۷به مردن کی جدا عاشق از آن بی‌باک می‌گردد
  6. شمارهٔ ۴۳۸چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
  7. شمارهٔ ۴۳۹چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
  8. شمارهٔ ۴۴۰کمندانداز شوخی همچو آن گیسو نمی‌باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.