پرش به محتوای اصلی
جویای تبریزی جویای تبریزی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

باطنم را روشنی از عشق بی اندازه شد

داغ دل چون ماه از پهلوی مهرت تازه شد

می شود حاصل تمامی بعد تحصیل کمال

خط کتاب حسن او را رشتهٔ شیرازه شد

گرنه از می تیغ او را آبگیری کرده اند

همچو گل زخمم چرا لبریز از خمیازه شد

همچو آن شمعی که روشن گردد از شمع دگر

بر تنم هر داغ از پهلوی داغی تازه شد

هیچ رنگی برنتابد از لطافت حسن او

نکهت گل می تواند بر عذارش غازه شد

دور ازو چون غنچهٔ پنهان میان لاله زار

دل مرا جویا نهان در داغ بی اندازه شد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۸چنان از اضطرابم خوش دل آن خودکام می گردد
  2. شمارهٔ ۴۳۹چنان در سینه آتش عشق آن مست هوس ریزد
  3. شمارهٔ ۴۴۰کمندانداز شوخی همچو آن گیسو نمی‌باشد
  4. شمارهٔ ۴۴۱بی قراران ترا تا خلعت جان داده اند
  5. شمارهٔ ۴۴۲گر سری در محفل آن چهره گلناری کشد
  6. شمارهٔ ۴۴۳چه کارم بی گل روی تو گلزار جهان آید
  7. شمارهٔ ۴۴۴با زخم ما مباد کسی مرهمی کند
  8. شمارهٔ ۴۴۵دل از بس سوی رخسار تو باشد
همه‌ی غزلیات ←

جویای تبریزی درباره‌ی جویای تبریزی

میرزا دارا یا میرزا دارا بیک جویا تبریزی که اصل وی از تبریز است در کشمیر به دنیا آمد و در تبریز نشو و نما یافت و به سال ۱۱۱۰ یا ۱۱۱۸ه.ق درگذشت. در عهد عالمگیرشاه، مشهور شد و مورد احترام و اکرام وی و حاکمان ‏کشمیر قرار گرفت. جویا تبریزی از چهره‌های نامدار در سبک هندی است. او از مهم‌ترین شاگردان صائب تبریزی به شمار می‌آ...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.